سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
رشادت




























رشادت


 تماشای تصاویر مستهجن مغز را خاموش می کند



تصاویر مستهجن، مغز را مختل می‌سازد و بخشی‌هایی از ذهن را که فرایند محرک دیداری را انجام می‌دهد، خاموش می‌کند. 


برای مدت طولانی به نوجوانان هشدار داده می‌شد که خودارضائی، باعث نابینائی آنها می‌شود. اکنون به نظر می‌رسد بخشی از این گفته قدیمی واقعیت دارد.

تحقیقات جدید نشان می‌دهد که تماشای فیلم‌های مستهجن، بخشی از مغز را که فرایندهای محرک دیداری را انجام می‌دهد، تعطیل می‌کند. البته این امر در زنان کمتر است .

در این تحقیق، با نشان دادن فیلم‌های مستهجن، از قشر دیداری مغز 12 زن تصویربرداری شد. در این تحقیق، سه فیلم به نمایش گذاشته شد که در یکی از آنها به صورت تلویحی و در دو فیلم دیگر تصاویر عریان به نمایش درآمد.

نتایج تصویربرداری و مطالعات بر روی مغز نشان داد که با نمایش فیلم مستهجن و عریان‌تر، خون کمتری به قشر دیداری مغز ارسال می‌شود.
در شرائط عادی، زمانی که مردم فیلم عادی را تماشا می‌کنند و یا وظیفه دیداری دیگری انجام می‌دهند، خون زیادی به سمت قشر دیداری جریان پیدا می‌کند.

محققان معتقدند نتایج این تحقیق نشان می‌دهد که مغز هنگام تماشای فیلم برانگیخته‌های جنسی، در برابر سایر فرایندهای دیداری، تمرکز بیشتری دارد.

محققان نتایج این تحقیق را به تحقیقات قبلی ارتباط دادند که نشان می‌داد هنگامی که مغز در این شرایط قرار می گیرد ممکن است مضطرب و یا تحریک شود.


خودمونی ...


خدا وکیلی هر کسی رو که میبینی اهلشه بهش بگو دنبالشو ول کنه ؛ البته واسه بعضی ها عادت شده ، باور کن بهش هم بگی خودش دوبرابر تو دلیل برای بدی و مشکلات همچی کاری بهت میگه ولی بازم انجامش میده .


حالا اگه خواستی یه دلیل دیگه هم بهش بگی : نگاه کردن به این چیزا این قدر فکر رو مشغول خودش می کنه که از هزار و یک مورد مهم و قابل توجه باز می کنه .


انشاالله که همه به هر چیزی که علم داریم ، عمل هم بکنیم .


نوشته شده در پنج شنبه 7/2/91ساعت 8:4 عصر توسط مالک نظرات ( ) |

نقشه پلید مرد شیطان صفت برای فریب زنان جوان !


فریب


مو های وزوزی و چهره پریشان و به هم ریخته اش نشان می داد که حال خوبی ندارد و از حالت ها و رفتارش به خوبی مشخص بود که دروغ می گوید. او با تناقض گویی های خود تمام اظهارات زنی را که شاکی پرونده بود تکذیب کرد و با حیله و نیرنگ قصد داشت مسیر تحقیقات پرونده را منحرف کند. اما افسر تحقیق کلانتری نواب مشهد شواهد و ادله ای روی میز کارش گذاشت که متهم پرونده نتوانست در برابر آن چیزی بگوید و ناچار به بیان حقیقت شد.


به گزارش ایران : مرد 43 ساله در اعترافاتش به نقشه پلید خود برای رسیدن به امیال شیطانی اشاره کرد و گفت: چند سال قبل با زنی خیابانی ارتباط مخفیانه ای برقرار کردم و از طریق او در منجلاب فسادغوطه ور شدم.


متأسفانه این زن زمینه آشنایی و ارتباط من و یک زن دیگر را نیز فراهم کرد. همسرم که پس از مدت کوتاهی متوجه شده بود در چه لجنزاری فرو رفته ام طلاق گرفت و دو فرزندمان را نیز برای همیشه با خودش برد.


من در واقع به همین راحتی همسرم را از دست دادم و از روزی که برایم خبر آوردند او با پسر خاله اش ازدواج کرده است و زندگی خوبی دارد دیگر هیچ چیزی برایم اهمیت نداشت. احساس حقارت و خود کم بینی تمام وجودم را فرا گرفته بود و تنها مسئله ای که مایه حسرت و اندوهم شد این بود که چرا باید زندگی قشنگم را با دستان خودم نابود کنم و همسر با ارزشم را از دست بدهم.


این مرد افزود: من از دو سال قبل به جزایر جنوبی کشور سفر می کردم و با پولی که پس انداز داشتم کالا هایی را می خریدم و برای فروش به مشهد می آوردم. این کار درآمد چندانی نداشت و اصلاً اگر راستش را بخواهید به دردسرش نمی ارزید اما مرا سرگرم کرده بود چون با نقشه ای که در سر داشتم به زنان جوانی که برای خرید کالا می آمدند و اصطلاحاً به آنها چترباز می گویند آشنا می شدم و تعدادی را نیز با حیله و نیرنگ طعمه هوس های خودم قرار می دادم و پس از سوءاستفاده از آنها اخاذی نیز می کردم. اما بالاخره به دام افتادم و فکر می کنم آه همسرم دامنم را گرفت.


زنی در دام ...


اما زنی که از دام فریب این مرد نجات یافته به شرح ماجرا پرداخت و گفت: از حدود یک سال قبل برای آن که کمک خرج خانه باشم و بتوانم به شوهرم کمک کنم به پیشنهاد یکی از دوستان قدیمی تصمیم گرفتم کار کنم. من به جزایر جنوبی کشور می رفتم و کالا هایی را همراه خود می آوردم و در بین همسایه ها به فروش می رساندم.


در آخرین سفر به جزیره قشم، هنگام خرید کالا به طور اتفاقی با این مرد غریبه که فهمیده بود تنها هستم آشنا شدم. او کمک کرد تا کالا های مورد نظرم را با تخفیف بسیار خوبی خریداری کنم. من از او تشکر کردم اما وقت خداحافظی این مرد غریبه ادعا کرد به بیماری سرطان مبتلا است و تا چند ماه دیگر بیشتر زنده نخواهد ماند. او می گفت برایش دعا کنم و با شنیدن این حرف خیلی دلم برایش سوخت.


زن 38 ساله افزود: « به مشهد بازگشتم و ماجرا را به شوهرم اطلاع دادم. همسرم نیز در تماس تلفنی با این فرد از او تشکر کرد. حدود دو هفته از این قضیه گذشت و درحالی که خودم را آماده می کردم دوباره به سفر کــــاری بروم سرو کله همان مردی که می گفت بیماری سرطان دارد پیدا شد. او در تماس تلفنی با شوهرم نشانی خانه ما را گرفت و گفت به مشهد آمده و سوغاتی بزرگی برای ما آورده است.


من و همسرم با رویی باز او را به خانه مان دعوت کردیم. مرد غریبه در این مهمانی حرف های عجیب و غریبی مطرح کرد و گفت چون وضعیت بیماری اش به مرحله خطرناکی رسیده است و ورثه ای ندارد تصمیم گرفته مبلغ 165میلیون تومان ارثیه خود را به من و شوهرم هدیه بدهد تا بعد از مرگ از آن استفاده کنیم. ما در برابر این پیشنهاد شوکه شده بودیم و شوهرم خیلی جدی پاسخ منفی خود را اعلام کرد.


اما او همچنان اصرار بر این کار داشت. آن شب مهمان غریبه پس از خوردن شام خانه ما را ترک کرد و رفت. ولی او امروز در تماس با تلفن همراهم گفت: نمی دانم چرا همسرتان پیشنهادم را قبول نمی کند اما اگر امکان دارد شما فعلاً به شوهرتان چیزی نگویید و بیایید حدود 50 میلیون تومان پولی را که همراه دارم تحویل بگیرید و آن را در اختیار پسر جوان تان بگذارید تا کار و کاسبی راه بیندازد و نصف درآمدش را نیز برایم خیرات بدهد. با این پیشنهاد وسوسه شدم و بالاخره شوهرم را راضی کردم تا این پول را تحویل بگیریم و به این ترتیب بود که همراه همسرم در سر قرار حاضر شدیم.


شوهرم که خجالت می کشید با مرد غریبه روبه رو شود جلوی ساختمانی که او داخل آن بود منتظر ماند و من وارد خانه شدم. مرد حقه باز با چرب زبانی مرا به داخل اتاق دعوت کرد و در این لحظه از نگاه شیطانی اش فهمیدم نقشه کثیفی در سر دارد. او در های خانه را قفل کرده بود و با تهدید و توسل به زور قصد آزار و اذیتم داشت و حتی می گفت اگر طلا هایت را ندهی همین الان به شوهرت زنگ می زنم و به او می گویم که تو درخانه ام هستی و....


ولی مرد غریبه غافل از آن بود که همسرم جلوی خانه منتظرم است. من خودم خیلی سریع به تلفن همراه شوهرم زنگ زدم و از او درخواست کمک کردم. همسرم نیز فورا با نیروی انتظامی تماس گرفت و با حضور همسرم و نیروهای پلیس از این حادثه جان سالم به در بردم » .


هشدار :


* هرگز به گفته های سطحی یک غریبه اعتماد نکنیم و نگذاریم رابطه ما با یک فرد ناشناخته ، و بدون آگاهی کامل طولانی گردد .


* هرگز افراد ناشناس را به حریم شخصی خانه خود راه ندهیم ، هر چند ظاهر و رفتار فرد قابل اعتماد باشد ؛ زیرا کسی که فکر سوء استفاده دارد خود را طوری جلوه می دهد که طرف مقابل به او اعتماد و اطمینان کند .


* در برابر این چنین پیشنهاد های غیر معمول و غیر منطقی بر اساس عقل و با فکر برخورد کنیم ؛ چرا که در این موقعیت ها انسان به شدت وسوسه می شود و ممکن است تصمیم گیری ما احساسی و بر خلاف عقل باشد .


نوشته شده در جمعه 19/12/90ساعت 5:0 عصر توسط مالک نظرات ( ) |

حجاب و آزادی


حجاب


عده ای می گویند حجاب باعث سلب آزادی زن می شود .


  


امّا ...


حد آزادی کجاست ؟ آیا مرد ها آزادند از جاذبه های جنسی و زیبایی های هر زنی استفاده کنند ؟
دو تعریف از آزادی می تواند وجود داشته باشد :
1. آزادی مطلق و بدون هیچ قید و بند ( که اصولا امکان پذیر نیست . زیرا آزادی مطلق باعث سلب آزادی دیگران می شود ).
2. آزادی محدود به قیود خاص
بنظر شما معیار محدود و قانونمند کردن آزادی را چه کسی باید تعیین کند ؟ خداوند حکیم یا عقل محدود انسان ؟
اگر منظور از آزادی ،  هرزگی
و اجازه  سوء  استفاده
از جاذبه های زن است ،اسلام حتما این آزادی را محدود میکند .
ولی اگر منظور از آزادی ،  حریت
و  آزادگی
و تعالی روح بشر است، حجاب، خود منادی این آزادی است.
رعایت حجاب هم مانند بسیاری از فضایل دیگر با محدودیت های فردی همراه است ولی برای حضور اجتماعی افراد، نه تنها محدودیت ایجاد نمی کند بلکه باعث ایجاد امنیت روانی می شود .



 

- تا منظور از آزادی چی باشه؟
- اگه حجاب مانع آزادیه، چرا جدیدا بعضی کشور های جهان خودشون رو محدود کردن و مدارس، بیمارستان، واگن قطار و ... ویژه بانوان درست کرده و زنان از آن خیلی استقبال کرده اند؟
- یکی از رفقا می گفت :آره، حجاب محدودیته، ولی برای چشمان هرزه ای که میخواد زن را مثل یک کالای جنسی معرفی کند .
- پروفسور رابرت اچ بورک : آزادی است که زنان امروز را می ترساند ... هر گونه آزادی که فاقد چارچوب خاصی باشد غالبا مخرب و بنیاد برافکن است .



 




خودمونی . . .


نوشته شده در چهارشنبه 17/12/90ساعت 4:0 عصر توسط مالک نظرات ( ) |

 صدف مروارید


صدفی برای مروارید 



حجاب و پیشرفت زن


عده ای می گویند حجاب مانع پیشرفت زن است .


امّا ...


میزان چشمگیر موفقیت زنان محجبه در جهان و ایران ، عکس این ادعا را اثبات می کند .
اسلام با حضور زن در جامعه مخالف نیست و اصولا حجاب برای حضور اجتماعی زن است . بنای اسلام در رتتتوابط اجتماعی به حد اقل رساندن استهلاک هاست . حجاب با ایجاد مرزبندی منطقی بین زن و مرد ، آرامش و تمرکز ایجاد کرده و باعث افزایش فعالیت های مفید می شود .


خودمونی ...


- تا پیشرفت رو چی بدونی !!
- خدا وکیلی کدوم زن محجبه رو دیدی که به خاطر حجابش نتونسته پیشرفت کنه ؟
- به خاطر همینه که نه خانم دکتر چادری داریم ، نه خانم مهندس چادری و نه ... ؟؟!!!
- حالا اگه یه پوشش دیگه مد بشه ، هر چقدر هم که دست و پا گیر باشه با جون و دل قبول می کنن ها ...
- البته همه مون خوب می دونیم که اینا فقط بهونست و اصولا موفقیت و پیشرفت زنان به تلاششون بستگی داره ؛ وگرنه حجاب نه تنها مانع نیست ، بلکه طبق تحقیقات علمی عامل آرامش هم هست ...



نوشته شده در دوشنبه 15/12/90ساعت 3:34 عصر توسط مالک نظرات ( ) |

همه با هم ...


همه با هم


 


حضرت آیت الله خامنه ای حساسیت انتخابات روز جمعه را بیشتر از انتخابات دوره های قبل ارزیابی و تأکید کردند: «حساسیت این دوره از انتخابات به این علت است که جبهه استکبار همه تیرهای خود را بر ضد ملت ایران، خرج کرده و به تیرهای آخر رسیده است، بنابراین مردم باید بایستند و عزم و اراده خود را به رخ دشمن بکشند تا جبهه استکبار بداند که در مقابل این ملت نمی تواند مقاومت کند.

آمریکا، غرب و صهیونیسم می خواهند مردم ایران را از حرکت در راهی که منجر به بیداری عمومی دنیای اسلام شده و به صورت یک الگو درآمده است، باز دارند و به ملت های دیگر بگویند، ملت پیشرو ایران دلسرد شده و این الگو شکست خورده است.

اما عجیب است که بعد از گذشت بیش از 30 سال و حتی افزایش فشارهای سیاسی، اقتصادی، تبلیغاتی و امنیتی، ملت ایران، شاداب تر، زنده تر، با استقامت تر و مصمم تر از هر زمان دیگری است.»

ایشان خاطر نشان کردند: «راهپیمایی 22 بهمن امسال و حرکت عظیم مردم در پشتیبانی از نظام اسلامی، یک سیلی به صورت استکبار بود زیرا دشمنان ملت ایران آرزو دارند، گروهک هایی را به خیابان بیاورند تا بر ضد نظام اسلامی شعار دهند.»

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به تظاهرات مردم اروپا بر ضد دولت های خود افزودند: «خوابی که دشمن برای ملت ایران دیده بود، اکنون برای خودشان تعبیر شده و این پیروزی ملت ایران است.»

ملت ایران، با وجود همه فشارها و حتی به شهادت رساندن دانشمندان جوان کشور، اجازه نداده است توطئه های جبهه استکبار به نتیجه برسد.

امروز ملت ایران در همه ابعاد، با یک نگاه راهبردی، در حال حرکت رو به جلو است و از هر زمان دیگری نیز مصمم تر و سرحال تر است.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به شادابی و نشاط نسل جوان کنونی افزودند: «شهدا، که عموماً از نسل جوان بودند، اکنون به یک الگوی با عظمت برای جوانان و آحاد مردم تبدیل شده اند.»

حضرت آیت الله خامنه ای با ذکر نمونه هایی از جوانان الگو در تاریخ اسلام به ویژه حضرت امام حسن عسگری علیه السلام و حضرت امام جواد علیه السلام، خاطرنشان کردند: «شهدا به عنوان الگوی نسل جوان و آحاد مردم، ناظر به سرنوشت و اعمال ملت ایران هستند و هر اقدام و حضوری که موجب حرکت پرشتاب تر در مسیر رو به جلو کشور شود، قطعاً موجب خرسندی روح امام بزرگوار و روح شهدا خواهد شد.»


به لطف و یاری خداوند بزرگ و کمک ها و هدایت حضرت ولی عصر (عج) و رهبری و تدبیر امام خامنه ای ، این بار هم مانند گذشته اقتدار و انسجام جمهوری اسلامی ایران را به جهان و استکبار جهانی نشان خواهیم داد .


انشاء الله ...


نوشته شده در پنج شنبه 11/12/90ساعت 9:18 عصر توسط مالک نظرات ( ) |

فرقه های انحرافی در کمین جوانان



توسعه شبکه های اجتماعی و اینترنت از سویی باعث پیشرفت و از سویی پسرفت را به ارمغان آورده است، این روزها تبلیغات هر چیزی که به نوعی با فرهنگ و شعور جامعه در تضاد است را می توان در اینترنت جستوجو کرد. از اقلام ادوات جاسوسی گرفته تا انواع لوازم آرایشی و مدهای خلاف اخلاق و خلاصه همه چیز اما نوع دیگری از تیلیغات قلب اعتقادات را هدف گرفته و به دنبال سوء استفاده از آدمهایی است که اعتقادات ضعیفی دارند.


 شاید کم نباشد سایت هایی که غیر اخلاقیات را رواج می دند در کنار اینها سایت هایی هم هستند که دین هایی با مضامین پرستش دنیا و غیر خدا را با ضرافت به ذهن آدم ها تزریق می کنند. این روزها فرقه شیطان پرستی در کنار باقی فرقه های فراماسونری رنگ دانه های قرمز را پخش می کند تا توجه مخاطبان رنگ پرست را به خود جلب کند.



مثلا فرقه انحرافی "عرفان کیهانی" فعالیت خود را از نیمه‌ دهه 1380 پایه‌گذاری کرده است و عوامل اصلی این فرقه در قالب دوره‌های آموزشی فعالیت خود را آغاز کردند. سپس با تربیت افرادی به عنوان مستر به صورت شبه‎هرمی در شهرهای مختلف فعالیت خود را گسترش داده‌ به سرمایه‌ کلانی نیز دست ‌یافتند. فرقه انحرافی "عرفان کیهانی" فعالیت خود را از نیمه‌ دهه 1380 پایه‌گذاری کرده است و عوامل اصلی این فرقه در قالب دوره‌های آموزشی فعالیت خود را آغاز کردند. سپس با تربیت افرادی به عنوان مستر به صورت شبه‎هرمی در شهرهای مختلف فعالیت خود را گسترش داده‌ به سرمایه‌ کلانی نیز دست ‌یافتند.


مبنای تضاد دیالکتیکی از اصلی‌ترین مبانی این دیدگاه بوده و هر آن‌چه وجود دارد قطعاً درون خود ضد خود را نیز پرورش داده و با کمک شناسایی ضد یک چیز می‌توان اصل آن را شناسایی کرد. بر همین مبنا شعور و ضد شعور، ماده و ضد ماده،‌ آگاهی و ضد آگاهی، عرفان و ضد عرفان و . . . این‌گونه شناخته می‌شود.


اکنون بیش از 70 فرقه شیطان‌پرستی در کشور فعال هستند. شیطان پرستی اکنون در حال انتقال نمادها به جامعه است و بزودی به انتقال ایدئولوژی نیز خواهد پرداخت. شیطان پرستان، شیطان را به عنوان قدرت غالب در جهان می دانند و اگر کسی می خواهد در جهان خوب زندگی کند باید با شیطان باشد به طوریکه معتقدند راه خدا از طریق ارتباط با شیطان می گذرد!


مظاهری سیف، جامعه شناس در این باره می گوید: ستاره پنج پر، دو مثلث معکوس روی هم (ستاره داود)، صلیب معکوس ( ضد مسیحیت) و نشانه آمون خدای مصریان را ازجمله نمادهای پیروان شیطان پرستی است. وی همچنین تاکید می کند: باید برای مقابله با این فرقه ها‌، موج فرهنگی در کشور ایجاد شود تا ماهیت این فرقه های انحرافی هر چه بیشتر به جامعه شناسایی شود.


از سوی دیگر، در هیاهوی کم توجهی دولتمردان و مسئولان به مسائل فرهنگی و اعتقادی جوانان کشور، جریان‌های متعارض این فرصت را غنیمت شمرده و با اتصال به سرشاخه‌های فرامرزی و در پایان آسودگی خاطر به نشر و ترویج آموزه‌های ضد دینی خود می‌پردازند.



نوشته شده در چهارشنبه 12/11/90ساعت 11:53 صبح توسط مالک نظرات ( ) |

من رفتنی ام !


من رفتنی ام !


آمد پیش من ، حالش خیلی عجیب بود فهمیدم با بقیه فرق می کند .


گفت : یک سوال دارم که خیلی جوابش برایم مهم است .


گفتم : چشم ، اگر جوابش را بدانم خوشحال می شوم بتوانم کمکتان کنم .


گفت : من رفتنی ام !


گفتم : یعنی چی ؟


گفت : دارم می میرم .


گفتم : دکتر دیگری ، خارج از کشور ؟


گفت : نه ؛ همه اتفاق نظر دارند ، گفته اند خارج هم کاری نمی شود کرد .


گفتم : خدا کریم است ، انشاءالله که بهت سلامتی می دهد .


با تعجب نگاه کرد و گفت : اگه من بمیرم خدا کریم نیست ؟


فهمیدم آدم فهمیده ای است و نمی شود گولش زد . گفتم : راست می گویی ، حالا سوالت چیست ؟


گفت : من وقتی فهمیدم دارم می میرم خیلی ناراحت شدم ، از خونه بیرون نمی آمدم . کارم شده بود تو اتاق ماندن و غصه خوردن !
تا اینکه یه روز به خودم گفتم تا کی منتظر مرگ باشم ؟ خلاصه یه روز صبح زدم بیرون و مثل همه شروع به کار کردم . اما با مردم فرق داشتم ، چون من قرار بود بروم و این حال مرا انگار کسی نداشت . خیلی مهربان شدم ، دیگر رفتار های غلط مردم خیلی اذیتم نمی کرد . با خود می گفتم بگذار دلشان خوش باشد ؛ آخر من رفتنی ام و آنها انگار نه ! سرتان را درد نمی آورم . من کار می کردم اما حرصی نداشتم . بین مردم بودم اما بهشان ظلم نمی کردم و دوستشان داشتم . تا آنجا که ممکن بود به همه کمک می کردم . ماشین عروس که می دیدم از ته دل شاد می شدم و دعا میکردم . فقیری که می دیدم از ته دل غصه می خوردم و بدون اینکه حساب و کتاب کنم کمک می کردم . مثل پیر مرد ها برای همه جوان ها آرزوی خوشبختی می کردم .
الغرض این که این ماجرا مرا آدم خوبی کرد و پیش همه محبوب شدم .
حالا سوالم این است که من به خاطر مرگ خوب شدم و ایا خدا ای خوب شدن را قبول می کند ؟


گفتم : بله ، آن طور که من یاد گرفته ام و به نظرم می رسد ، آدم ها تا دم رفتن ، خوب شدنشان برای خدا عزیز است .
آرام آرام خدا حافظی و تشکر کرد . داشت می رفت که گفتم : راستی نگفتی که چقدر وقت داری ؟ 


گفت : معلوم نیست ، بین یک روز تا چند هزار روز !!!
یک چرتکه انداختم دیدم من هم تقریبا همین قدر وقت دارم . با تعجب گفتم : مگر بیماری ات چیست ؟


گفت : بیمار نیستم !
هم کفرمی شده بودم و هم از تعجب شاخم داشت در می آمد . گفتم : پس چی ؟


گفت : فهمیدم مردنی ام ، رفتم از دکتر پرسیدم می توانمید کاری کنید که نروم ؟ گفتند نه ! گفتم خارج چی ؟ و باز گفتند نه ! خلاصه رفیق ما که رفتنی هستیم ، کی اش فرقی دارد مگر ؟ باز خندید و رفت و دل مرا با خودش برد .


 


نوشته شده در یکشنبه 2/11/90ساعت 10:25 عصر توسط مالک نظرات ( ) |

 


دام سیاه موتور سوار عینکی برای بچه های دبستانی !

 


 

پسربچه‌های دبستانی وقتی می‌دیدند مرد موتورسوار اسم مدیر مدرسه‌شان را بلد است، به او اعتماد می‌کردند و به راحتی در دام سیاه این مرد گرفتار می‌شدند.


مهرماه سال گذشته زن جوانی به شعبه دوم دادیاری در دادسرای جنایی تهران رفت و از مرد موتورسواری که پسربچه 8‌ساله‌‌اش را ربوده و مورد آزار و اذیت قرار داده بود شکایت کرد. با شکایت زن جوان، دادیار رضوانفر دستور تحقیقات درخصوص این پرونده را صادر کرد و ماموران برای یافتن سرنخی از مرد موتورسوار، به تحقیق از پسربچه 8 ساله پرداختند.

او گفت: وقتی در حال رفتن به مدرسه بودم، مردی عینکی که موهای جوگندمی داشت مرا صدا زد و گفت که موتورش خراب شده. من هم به طرفش رفتم تا موتورش را هل دهم و بعد از اینکه موتور روشن شد، او اسم مدیر مدرسه‌مان را گفت و از من خواست سوار موتور شوم تا مرا به مدرسه برساند. من که دیدم او مدیرمان را می‌شناسد، سوار موتور شدم اما مرد عینکی گفت که اگر سر و صدا کنم مرا از روی موتور به زمین می‌اندازد و بعد با سرعت رانندگی کرد و مرا به محلی خلوت برد و مورد آزار و اذیت قرار داد.

با اظهارات پسربچه 8ساله، مشخصات ظاهری مرد میانسال و موتورسیکلتش در اختیار تیم‌های گشتی قرار گرفت و جست‌وجو برای دستگیری او آغاز شد. در حالی که تحقیقات ادامه داشت، والدین چند پسربچه دیگر هم با مراجعه به اداره آگاهی شکایت‌های مشابهی را مطرح کردند. بررسی این شکایت‌ها نشان می‌داد که همه پسربچه‌ها در مسیر مدرسه از سوی مردی عینکی که موهایی جوگندمی و یک موتورسیکلت سبز رنگ داشته و مدعی شده که دوست مدیر دبستان است ربوده شده و مورد آزار و اذیت قرار گرفته‌اند. ماموران همچنین دریافتند که تمامی قربانیان، دانش‌آموزان 2مدرسه ابتدایی هستند که در یک خیابان و در نزدیکی هم واقع شده‌اند.

با این اطلاعات، تیم‌های گشت نامحسوس پلیس وارد عمل شدند و از آنجا که احتمال می‌رفت متهم به فعالیت‌های مجرمانه خود ادامه خواهد داد، اطراف هر دو دبستان ابتدایی، تحت نظر گرفته شد. با گذشت چند ماه از شروع تحقیقات و فرا رسیدن تعطیلات تابستانی، شکایت‌ها از مرد موتورسوار نیز متوقف شد اما با شروع دوباره مدارس، متهم فعالیت هایش را از سر گرفت. کارآگاهان که در مقابل مدارس به کمین این مرد نشسته بودند ظهر ششم مهرماه، او را در نزدیکی یکی از مدارس ابتدایی شناسایی و در یک عملیات ضربتی دستگیر کردند.

مرد 52 ساله بعد از انتقال به اداره آگاهی و شناسایی شدن از سوی شاکیان، به آزار و اذیت پسربچه‌ها اعتراف کرد و مدعی شد که در این مدت در اتاقکی کوچک در منطقه مسعودیه مخفی شده بود. سرهنگ محمدیان، رئیس پلیس آگاهی تهران، با بیان این خبر گفت: متهم حدود 20سال پیش از همسرش جدا شده و در این مدت حتی با فرزنداش هم ارتباطی نداشته است.

وی با اشاره به اینکه هویت شاکیان نزد پلیس و دستگاه قضایی محفوظ خواهد ماند از کسانی که فرزندانش با این شگرد طعمه مرد موتورسوار شده‌اند خواست برای طرح شکایت از متهم به اداره 16 پلیس آگاهی تهران مراجعه کنند.

 


هشدار :


* به فرزندان خود بیاموزیم که در موقع برخورد با چنین مواردی ، حتی با ارائه اطلاعات ریز و دقیق تر هر چند درباره اعضای خانواده ، هرگز به چنین افرادی اعتماد نکنند و فورا خانواده خود را در این مورد مطلع سازند . اگر هم بر حسب شرایط نیاز به فرستادن آشنایان خود به دنبال فرزندان بود ، از قبل با آنها هماهنگی کرده و مشخصات طرف مقابل را برای آنها مشخص کنید .


* در حد نیاز و توان از خطرات محیط خارج از خانواده ، برای فرزندانتان صحبت کنید و با اطلاع رسانی و آگاه سازی احتمال و قوع چنین حوادث تلخی را برای خانواده و نزدیکانمان به حد اقل برسانیم .





نوشته شده در سه شنبه 27/10/90ساعت 4:21 عصر توسط مالک نظرات ( ) |


همه چیز دان ... !!




من همیشه پای ثابت بحث های سیاسی ، اقتصادی ، فرهنگی و ... در سطح بین الملل و همچنین فوق العاده انسان پخته و به روزی هستم . اطلاعاتی را که من دارم هیچ کسی ندارد . البته در این موارد ، صاحب نظر هم هستم . تحلیل های من بسیار ریز ، دقیق و از سر نکته سنجیست . اصلا من خود خود روشن فکر هستم .


و علت همه این ها تنها یک مورد است ؛ تمام چیز هایی که از شبکه های ماهواره ای یاد گرفته ام !!!!!!!!!!!!!!!!!  یعنی چی؟



نوشته شده در دوشنبه 12/10/90ساعت 12:54 صبح توسط مالک نظرات ( ) |

فیس‌بوک؛ قتل دختر جوان لیتوانیایی را رقم زد!


قتل ، آنلاین ...


در اروپای شرقی، پلیس لیتوانی با شناسایی جسد دختری 14 ساله در جنگل‌های اطراف ویلنیوس که به طرز فجیعی کشته شده بود، تحقیقات گسترده‌ای را برای شناسایی علت این حادثه آغاز کرد و سرانجام موفق شد با طعمه‌گذاری، پسری 13 ساله را شناسایی و دستگیر کند که عامل این جنایت هولناک است.

این نوجوان لیتوانیایی با راه‌اندازی صفحه‌ای در شبکه اجتماعی فیس‌بوک تلاش می‌کرد که در قالب دوستی با دختران نوجوان با آنها آشنا شود و سپس زمینه تجاوز، سرقت اموال و قتل آنان را برنامه‌ریزی کند. پلیس همچنان احتمال می‌دهد که دختران دیگری نیز مورد آزار و اذیت این نوجوان قرار گرفته باشند.

این متهم به جرم جنایت تکان‌دهنده، تجاوز و آزار جنسی روانه زندان شده تا دادگاه عالی لیتوانی در خصوص وی پس از سال نو میلادی تصمیم‌گیری کند.

همچنین پلیس لیتوانی ضمن هشدار به خانواده‌ها درباره استفاده فرزندانشان از شبکه‌های اجتماعی، خواستار نظارت بیشتر آنان شد.


هشدار :


ما گوشمون از این حرفا پره ! هشدار هاتم زیاد شنیدیم . بذار من یکی کار خودمو بکنم !!!


اما حادثه یه بار اتفاق می افته ، و از کجا معلوم که واسه ما نیفته ؟


 


نوشته شده در دوشنبه 12/10/90ساعت 12:25 صبح توسط مالک نظرات ( ) |


Design By : Pichak